به زودي صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري پرمخاطره (VC) در شركت گسترش كارآفريني تشكيل مي‌شوند.
معاون توسعه صنايع پيشرفته سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران - در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين مطلب گفت: با توجه به ريسك بالا و پرمخاطره ... ادامه خبر
 
 
 
طرح تحقيقات صنعتي، آموزش و اطلاع رساني (تاوا)
صندوق حمايت از تحقيقات و توسعه صنايع الكترونيك
طرح توسعه كارآفريني سازمان گسترش و نوسازي

 
 
آرشيو مقالات
 
مشخصات مقاله

عنوان مقاله : چالشهاي انتقال فناوري در شركتهاي كوچك و متوسط
   تاريخ مقاله : آبان 83
   نويسنده :
   مترجم : گروه مديريت فناوري سازمان مديريت صنعتي
   موضوعات :
   منبع : مجله تدبير

چكيده مقاله مطالعات نشان داده است كه شركتهاي كوچك و متوسط (SME's) نقش مهمي را در توسعه اقتصادي كشورها ايفا كرده اند. اما با وجود اين، اين شركتها بايستي براي بقاي بيشتر از چند سال خود در بازار در مقابل رقباي بزرگ يا ازطريق اتحاد با شركتهاي مشابه براي افزايش نرخ نفوذ در بازار و كاهش ريسك هاي مالي و يا ازطريق استفاده از فناوري هاي جديد براي غلبه بر مقياس اندازه غيراقتصادي شان و همچنين نوآوري كه آنها را به طور برجسته اي از رقباي بزرگترشان متمايز مي سازد، مشكلات ناشي از اندازه خود را مرتفع سازند. به منظور توسعه فناوري، شركتهاي كوچك و متوسط به دليل منابع محدود و ناتواني نسبي در جذب هزينه ها و ريسك همراه با توسعه فناوري در داخل شركت، بايستي غالباً از فرايند انتقال فناوري استفاده كنند.

باتوجه به ظرفيت بالقوه شركتهاي كوچك و متوسط در توسعه اقتصادي كشورها و همچنين توانايي نوآوري آنها كه تاثير زيادي در بقاي درازمدت دارد، تعيين موانع ابتدايي آنها در مواجهه با توسعه فناوري هاي جديد و اكتساب آن و همچنين ارائه ابزارها و سياستهاي طراحي شده مناسب براي غلبه بر اين چالشها از اهميت زيادي برخوردار است. در اين مقاله چهار چالش ابتدايي عمده كه شركتهاي كوچك و متوسط در رابطه با توسعه و اكتساب فناوري با آن مواجه هستنــــد مطرح و استراتژي هاي بالقوه اي كه مي تواند آنها را در جهت مقابله با اين چالشها ياري كند، ارائه شده است.

متن مقاله مقدمه
به دليل جهاني شدن بازارها و تحولات رقابتي، تقاضا براي فناوري هاي جديد و نوآوريها هم از سوي كسب و كارهاي كوچك و متوسط و هم از سوي صنايع بزرگ روبه افزايش است و حتي شركتهاي بزرگ هم كه قادر به بقاي خود در بازارهاي رقابتي براي ساليان سال هستند و سهم بازار مطمئن و مشخصي نيز دارند، دريافته اند كه رقابت در دنياي كسب و كار پرشتاب امروز به طور فزاينده اي مشكل گرديده است و به منظور بقا و كاميابي بايد يادگرفت كه فعاليتهاي توسعه فناوري را زيرنظر داشت و به تغييرات مرتبط با كسب و كـــار خود واكنش سريع نشان داد و به طور مرتب بهبود و نوسازي در توليد محصولات و فرايندها به وجود آورد.

سرمايه گذاري منطقي بر روي فناوري جديد، بنگاههاي اقتصادي را قادر مي سازد تا به رهبران و رقباي سرسختي در درون صنايع مربوط به خود تبديل شوند. از ميــــان منافع بي شمار فنــــاوري ها مي توان به افزايش بهره وري و كارايي، بهبود كيفيت توليد، كاهش ماليات، كاهش هزينه هاي درازمدت و افزايش رقابت پذيري اشاره كرد. اگرچه شركتهاي كوچك و بزرگ مي تــــوانند از مزاياي فناوري هاي جديد منتفع شوند اما همه آنها به منظور غلبه بر موانع متعدد و دستيابي به اهداف مختلف كسب وكار خود به سرمايه گذاري بر روي فناوري هاي جديد تمايل دارند. براي مثال شركتهاي كوچك و متوسط غالباً از فناوري براي رقابت موثرتر با شركتهاي بزرگ استفاده مي كنند در حالي كه شركتهاي بزرگ غالباً مايل هستند از فناوري براي ارتقاي كارايي و حذف لايه هاي پرسنلي استفاده كنند.

سرمايه گذاري بر روي فناوري هاي جديد اگرچه مي تواند درنهايت براي شركت مفيد باشد، اما كار پرچالشي نيز هست بخصوص براي شركتهاي كوچك و متوسط كه عمدتاً دسترسي كمتري به اطلاعات فناوري دارند و براي تحقيقات مربوط به فناوري به حمايتهاي مالي و تخصصي نياز دارند. به دليل محدود بودن منابع شركتهاي كوچك و متوسط و ناتوانـــي نسبي آنها در جذب هزينه ها و ريسك هاي مربوط به توسعه فناوري هاي بومــــي، آنها غالباً براي كسب مزيتهاي فناوري هاي جديد و نوآوريها درگير فرايند انتقال فناوري مي شوند. انتقال فناوري فرايند اكتساب، شبيه سازي، انتشار و توسعه فناوري است كه بــه صورت رسمي ازطريق قرارداد، حق الامتياز و يا شراكت و توافقات غيررسمي انجام مي پذيرد. شركتهاي كوچك و متوسطي كه درگير فرايند انتقال فناوري مي شوند قادر به دريافت مزاياي فناوري جديد ازطريق تحقيق و توسعه سازمانهاي ديگر مي شوند و از هزينه ها و ريسك هاي همراه با توسعه فناوري هاي بومي و يا در درون سازمان، اجتناب مي ورزند. اما با وجود اين حتي در فرايند انتقال فناوري، آنها با مشكلاتي كه ناشي از عدم وجود ارتباطات شبكه اي بين آنها و سازمانهاي بزرگ تحقيقاتي و نبود پرسنل متخصص براي شناسايي فناوري جديد است مواجه مي شوند.

ناحيه چالش اول: يادگيري فناوري هاي جديد
اطلاعــــات درمورد فناوري هاي جديد به طور گسترده اي دردسترس و نسبتاً آسان است. اين اطلاعات ازطريق انواع انتشارات فني، دولتي و سايت هاي اينترنتي مرتبط با موضوع فناوري كه از قبيل سايت مركز انتقال فناوري ملي (NTTC)، كسب مي شود. با وجود اين، شركتهاي كوچك و متوسط غالباً فاقد توانائيها و منابع كافي جهت كسب اطلاعات صحيح و به موقع و يا كفايت لازم جهت استفاده مناسب از اين اطلاعات هستند و هزينه كسب اين اطلاعات نيز خود مانع است. شركتهاي بزرگ عموماً داراي منابع و پرسنل دردسترس و متخصص جهت نظارت بر توسعه فناوري خود هستند درحالي كه مديران شركتهاي كوچك و متوسط غالباً نمي توانند وقت خود و يا همكارانشان را به طور رايگان صرف جستجوي فناوري هاي جديد كنند. به همين دليل، بسياري از شركتهاي كوچك و متوسط به كمك و حمايت در كسب اطلاعات درمورد فناوري جديد و استفاده موثر از آن اطلاعات نياز دارند.

استراتژي هاي بالقوه
تعجبي ندارد تحقيقاتي كه در زمينه انتقال فناوري صورت گرفته است، نشان مي دهد كه بسياري از شركتهاي كوچك و متوسط تاحد بسيار زيادي از تلاشهاي خود در زمينه كسب اطلاعات جديد درمورد فناوري ها دردسترس و مناسب منتفع گرديده اند. به علاوه تحقيقات نشان داده است كه شركتهايي مي توانند از اين اطلاعات بيشتر استفاده كنند كه به طور روزمره با محيط تجاري خــويش در تعامل هستند، شبكه سازي با مشتريان مهم، عرضه كنندگان و رقباي نوآور مي تواند به مقدار بسيار زيادي ابزار موثري براي شركتهاي كوچك و متوسط در كاهش هزينه هاي كسب اطلاعات باشد زيرا اين شبكه ها هنگامي كه به عنوان يك سيستم شراكتي سازماندهي مي شوند دسترسي رايگاني را براي اطلاعات مهمي كه غالباً در بازار آزاد غيرقابل دسترس هستند، فـــراهم مي سازند. به علاوه اين شبكه ها عاملي براي ايجاد اعتماد بين شركتهاي كوچك و متوسط و شركاي آنها نيز هستنـــد. فهرست منابعي كه مي توانند به صورت بالقوه، منبع مهمي از اطلاعات مربوط به فناوري هاي جديد باشند، عبارتند از:

اتحاديه هاي تجاري؛ اتاقهاي بازرگانـــي؛ رقبا؛مشتريان؛ سازمانهاي دولتـــــــي؛ عرضه كنندگان؛ انتشارات صنعتي يا فنــي؛ اينترنت؛ دانشگاهها و انستيتوهاي تحقيقاتي.
بسياري از صاحبان و يا مديران شركتهاي كوچك و متوسط، كساني كه به طور فعال از اين شبكه ها به عنوان بازار جمع آوري اطلاعات استفاده مي كنند، گزارش داده اند كه عرضه كنندگان و مشتريان، مفيدترين منبع اطلاعات فناوري هستند، بويـژه اطلاعات جمع آوري شـــده از عرضه كنندگان كليدي مي تواند براي توسعه محصولات و روشهاي جديد توليد، ارتقاي محصولات و روشهاي موجود و يا طرح توسعه ديگر كسب و كارها در درون صنعت براي مقابله با تهديدات رقبا مورداستفاده قرار گيرند. در يك دوره زماني مشخص باتوجه به محدوديتهاي مالي و پرسنلي شركتهاي كوچك عرضه كنندگان مهم، مشتريان و ديگر مهره هاي تاثيرگذار در محيط تجاري، موثرترين و دردسترس ترين ابزار ممكن است. هنگامي كه اين اطلاعات مجدانه و مستمرانه پيگيــــــري شوند شبكه سازي مي تواند به شركتهاي كوچك و متوسط كمك كند كه خود را در لبه تيزفناوري و نوآوري نگاه دارند. با وجود اين، ممكن است برخي از شركتهاي كوچك و متوسط بخواهند بعضي از تحقيقات در اين زمينه ها، موردعلاقه را در محل شركت خود انجام دهند. اين كار مي تواند به طور موثري از طريق جستجوي ساختاريافته و هــدفمند از نشريات تخصصي، دولتي و سايت هاي اينترنتي و آژانس هاي مرتبط با فناوري صورت گيرد.

ناحيه چالش دوم: ارزيابي فناوري هاي جديد
باتوجه به عدم دسترسي نسبي به منابع مالي و هزينه هاي بي نهايت بالاي تحقيق در فنــاوري هاي جديد، شركتهاي كوچك و متوسط بايد ريسك كسب اين فناوري ها را توسط يك تحليل استراتژيك عميق در ابتدا براي هر فناوري درنظر بگيرند. هدف از اين تحليل استراتژي اطمينان از اين است كه دستاوردهاي آينـــده اين فناوري جديد از هزينه ها و ريسك هاي مالي و قانوني آن باارزش تر و مهمتر خواهدبود. در حالي كه انجام اين تحليل استراتژيك يك قدم ضروري در هر اكتساب يا انتقال فناوري جديد است، شركتهاي كوچك و متوسط غالباً مواجه با چالشهايي هستند كه مانع توفيق آنها در دستيابي به فناوري هاي جديد مي شود. به دليل اينكه ممكن است شركتهاي كوچك و متوسط زمان كافي را براي انجام تحليل استراتـــژيك در درون موسسه خود نداشته باشند، و ناتواني اين تحليل به دليل فقدان منابع مالي براي استفاده از كمك بيرون از موسسه براي تحليل فناوري و توانايي موردنياز براي صحت و سقم و تكميل تحليل نتايج حاصله توسط متخصصان باشد.

استراتژي هاي بالقوه: گرچه ارزيابي استراتژيك فناوري بايد با نوع و ويژگيهاي خاص فناوري شركتهاي كوچك و متوسط متناسب باشد، اما ثمربخشي يك تحليل استراتژيك بايد براساس درجات عنوان شده در ذيل باشد:
1 - درجه اي كه فناوري، توانايي شركتهاي كوچك و متوسط براي تحقق اهداف استراتژيك آنها افزايش مي دهد؛
2 - درجه اي كه فناوري، شركتهاي كوچك و متوسط را بر تحقق يا پيشي گرفتن از انتظارات مشتريان و مصرف كنندگان، قادر مي سازد؛
3 - ميزان دسترسي به منابع داخلي و خارجي كافي (مالي و يا منابع انساني) براي كسب و اجراي فناوري هاي جديد؛
4 - درجه اي كه فرهنگ سازماني از انطباق فناوري حمايت مي كند و در موفقيت آن سهيم است؛
5 - ميزان دسترسي به متخصصان داخلي و خارجي موردنياز براي ايجاد هماهنگــي فناوري هاي جديد يا فناوري هاي موجود؛
6 - سطح كنترل شركتهاي كوچك و متوسط براي استفاده از سود ايجاد شده حاصل از فناوري جديد از طريق حفظ حق الامتياز و موافقت نامه؛
7 - درجه اي كه شركتهاي كوچك و متوسط براي موضوعات محيطــي در استفاده از فناوري هاي جديد مسئوليت دارند.
بنابراين، با وجود مشكلات شركتهاي كوچك و متوسط در ارزيابي كامل فاكتورهاي فوق، دولتها يا سازمانهايي كه از بودجه دولتي استفاده مي كنند، مي توانند ازطريق فراهم آوردن دسترسي آسان به انواع اطلاعات زير كمك برجسته اي به شركتهاي كوچك و متوسط كنند:
- اطلاعات مربوط به روندهاي توليد و عرضه در صنعت؛
- اطلاعات مربوط به روندهاي بازار؛
- اطلاعات فني و اطلاعات مربوط به سطوح كارايي توليد؛
- اطلاعات فني كه مي تواند براي تعيين مفيدبودن فناوري هاي جديد يا محصولات ارتقايافته، توسط شركتهاي كوچك و متوسط مورداستفاده قرار گيرد؛
- اطلاعاتي درباره برنامه هاي حمايتي دولتي وخصوصي دردسترس براي شركتهاي كوچك و متوسط درجهت توسعه و اكتساب فناوري.
به علاوه شركتهاي كـــوچك و متوسط مي توانند از مهارتهاي شركاي مالي و بانكي كه غالباً قادر و يا علاقه مند به ارزيابيهاي مالي و تحليل يا انتخاب فناوري هاي مختلف هستند، استفاده كنند.

ناحيه چالش سوم: انطباق موفق فناوري جديد
گرچه اكتساب فناوري جديد اولين قدم شركتهاي كوچك و متوسط براي ارتقاي عملكرد رقابت پذيري ازطريق نوآوري است اما توانائيهاي اجراي نهايي، نه تنها به كسب فناوري بستگي دارد بلكه به توانايي شركتهاي كوچك و متوسط براي اداره موثر فناوري جديد و فعاليتهاي كليدي مرتبط به آن براي انطباق موفق فناوري ازقبيل آموزش، بازاريابي، سرمايه گذاري مالي و... بستگي دارد. شركتهاي كوچك و متوسط نه تنها بايد شخصاً هريك از فعاليتهاي فوق را ياد بگيرند بلكه بايد ظرفيت تقويت عملكرد ناشي از انطباق فناوري جديد را نيز به حداكثر برسانند. شركتهاي كوچك و متوسط بايد يك اتصال استراتژيك ميان همه ابعاد يك فراينـــــد نوآوري به وجود آورند. به علاوه در شرايطي كه شركتهاي كوچك و متوسط مي بايستي منابع تكنولوژيك را از شركاي بيروني (به طور مثال موسسات دولتي، شركتهـــاي بزرگ و نمايندگيها) بگيرند سرمايه گذاري موفق در امر فناوري بستگي به توانايي در تنظيم، سازماندهي، مديريت موثر و روابط همكاري با اين شركا دارد. سرانجام مديريت فناوري نيازمند اين است كه مديران، يك ديدگاه درازمدت استراتژيك نسبت به كسب و كار اخذ كنند و براي نظارت و كنترل تاثير تغييرات تكنولوژيك بر روي موقعيت بازار خود تلاش آگاهانه اي داشته باشند.

استراتژي بالقوه: بسياري از شركتهاي كوچك و متوسط داراي محدوديت منابع براي فعاليتهاي نوآوري هستند و غالباً فقدان تجربه و مهارتهاي مديريتي موردنياز در درون موسسه براي تضمين يك موفقيت (سود) اساسي از اكتساب فناوري هستند. بنابراين، شركتهاي كوچك و متوسط احتمالاً نيازمند استفاده از برنامه هاي همياري هستند كـــه براي كمك به آنها در زمينه هاي منابع انساني و فناوري مديريت به كار مي روند. به علاوه، به دليل اينكه مديريت فناوري موثر بستگي به آگاهي از فناوري هاي جديد و رويدادهاي نوآوري و شناخت و درك محيط دروني دارد كه فناوري را به كار خواهدگرفت. توانايي شركتهاي كوچك و متوسط براي مديريت موثر فناوري ازطريق برنامه هاي طراحي شده براي آماده ساختن آنان ازطريق دسترسي سريع به بازارهاي قابل استفاده مرتبط و اطلاعات فناوري بيشتر خواهدشد.
همچنين، فعاليتهاي متعددي وجود دارد كه بايد براي حمايت موثر از يك فناوري و دانش فناوري جديد توسط مديران شركتهاي كوچك و متوسط صورت پذيرد، فعاليتهايي از قبيل:

آموزش پرسنل: آموزش پرسنل يكي از مهمترين فعاليتهاي حمايتي از اكتساب فناوري جديد است. بسته به نوع فناوري، ممكن است براي برخي ازشركتهاي كوچك و متوسط استخدام پرسنل با مهارت بالاتر ضروري باشد. با وجود اين، علي رغم محدوديتهاي مالي، بسياري از آنها ممكن است براي كسب دانش فناوري موردنياز، برنامه هاي آموزشي درون يا بيرون سازمان را انتخاب كنند.
مديريت فناوري: مديريت فناوري كارا نياز به حمايت موثر (نه فقط درگير شدن) مديريت ارشد در نظارت سيستماتيك و ارزيــــابي زمينه هاي فناوري مربوط به شركت و يك تلاش خودآگاه براي تفكر درباره تاثير تغيير فناوري بر موفقيت بازار بنگاه دارد. به علاوه، مديريت موثر فناوري هاي جديد نيازمند انعطاف پذيري استراتژيك و يك آمادگي براي به كارگيري فناوري هاي جديد در توليدات و فرايندهاي شركت به منظور حفظ موقعيت رقابتي آن است. سرانجام ممكن است فكر شود كه درگير شدن مديريت فناوري در ايجاد يك واحد تحقيق و توسعه يا استخدام يك مدير فناوري امري ضروري نباشد. باتوجه به آنكه براي بسياري از شركتهاي كوچك و متوسط ممكن است توجيه هزينه ايجاد يك واحد و يا يك پست جديد مشكل باشد.

شبكه سازي: همان طور كه در بالا ذكر شد، شبكه سازي با ديگر شركتها و شركاي تجاري به عنوان يك منبع مهم اطلاعاتي و ايده سازي براي نوآوري هاي فرايند و توليد است، دو مورد از مهمترين منابع اطلاعــــــــاتي عرضه كنندگان و مشتريان هستند. اين فاكتور نياز به ارتباطات حمايتي در بين واحدهايي دارد كه با مشتريان تماس دارند مانند (فروش و بازاريابي) و همچنين ميان واحدها و تماس منظم با عرضه كنندگان.
استراتژي هاي بازاريابي موثر يك فاكتور كليدي براي كامياب شدن شركتهاي كوچك و متوسط در اكتساب و توسعه فناوري ها است. فقط ازطريق جذب مشتريان جديد است كه شرايط مي تواند براي انطباق فناوري جديد فراهم شود. توانايي مديران بازاريابي براي ارتباط موثر با مشتريان بالفعل و بالقوه و برگرداندن نيازهاي مشتريان به محصولات جديد و يا بهبود يافته ازطريق استفاده از فناوري است كه عاملي براي موفقيت شركتهاي كوچك و متوسط در يك بازار جهاني رقابتي محسوب مي شود.
ناحيه چالش چهارم: گزينه هاي توسعه فناوري
در بسياري از كشورها، دولتها كه به اهميت روزافزون شركتهاي كوچك و متوسط در توسعه اقتصادي و اجتماعي و اهميت نوآوري در توانايي آنها براي رقابت واقف شده اند، تعداد زيادي برنامه هاي بودجه اي فدرال و مشوقهايي را براي ارتقاي حمايت از توسعه فناوري در شركتهاي كوچك و متوسط تدارك ديده اند. به دليل فقدان نسبي قابليتهاي فناوري درون سازماني در شركتهاي كوچك و متوسط و محدوديت منابع دردسترس براي اختصاص به كسب وتوسعه فناوري، آگاهي دادن درمورد نحوه دسترسي به گزينه هاي مختلف توسعه فناوري و وجوه خارجي براي تحقيق و توسعه، مكانيسم هايي هستند كه مي تواند نقش برجسته اي در ايجاد توانايي شركتهاي كوچك و متوسط براي رقابت از طريق نوآوري بازي كند. مثالي از اين برنامه ها در آمريكا، برنامه تحقيق و نوآوري درشركتهاي كوچك است. اين برنامه درصدي از بودجه تحقيق و توسعه فدرالي را براي همكاري با كسب و كارهاي كوچك و كمك به ايجـــاد مشاركت بين صنعت - دولت پوشش مي دهد.

تعدادي از كشورها، دامنه گسترده اي از گزينه هاي توسعه فناوري را ايجاد كرده اند كه مي تواند براي كمك به ايجاد منابع موردنياز براي توسعه فناوري و يا انطباق فناوري مفيد واقع شود. بـــــــراي مثال، در آمريكا موافقت نامه هاي تحقيق و توسعه مشتركي بين آزمايشگاههاي دولتي و شركاي بيروني و معمولاً خصوصي طراحي و اجرا شده است كه تاحد زيادي فرايند انتقال فناوري را براي اين شركتهــــا، آسانتر مي سازد. گزينه هايي كه مي تواند براي كمك به توليد منابع و... براي توسعه و يا انطباق فناوري مفيد واقع شود، عبارتند از:

قرارداد: يك قرارداد وسيله اي براي كسب فناوري است كه بين دولت و يك پيمانكار منعقد مي شود كه در آن پيمانكار ملزومات يا خدماتي را براي اهداف توسعه فناوري براي دولت فراهم مي آورد. قراردادها مي توانند براي بودجه تحقيق و توسعه و براي توسعه فناوري هاي جديد مورداستفاده قرار گيرد.
قرارداد با هزينه مشترك: قراردادي است كه هزينه هاي توسعه و اكتساب فناوري بين دولت و يك پيمانكار تقسيم مي شود. اين قرارداد، معمولاً براي موقعيتهايي مناسب است كه فناوري مورد توسعه هم براي صنعت و هم دولت منفعت دارد.
توافقات حق الامتياز: توافقي است كه يك بنگاه يا يك دولت حق توليد يك فناوري و يا استفـــاده از فرايند توليدي را دراختيار خود مي گيرد و در بازگشت، اعطاكننده حق الامتياز، براي دادن امتياز، پولي را كه معمولاً براساس فروش يـــــــا مدت توافق است به عنوان حق الامتياز (ROYALTY) مي گيرد.

توافقات استفاده از تجهيزات علمي: توافقي است كه امكان استفاده از تجهيزات آزمايشگاههاي فدرال را براي بخش دولتي يا خصوصي امكان پذير مي سازد. صنعت ممكن است اين تجهيزات را به صورت غيراختصاصي (مالكانه) در مواردي كه با انتشار نتايج يا محافظت از آنها موافقت مي كند، مورداستفاده قرار دهد.
مبادله پرسنل تخصصي: برنامه هايي هستند كه در آن پرسنل آزمايشگاههاي فدرال و پرسنل بنگاههاي خصوصي براي مبادله اطلاعات درمورد فناوري هاي جديد و تجميع دانش و تجربه مبادله مي شوند. متاسفانه موسسات كوچك و متوسط غالبـــاً از دامنه گسترده گزينه هاي مشــــاركتي توسعه فناوري يا برنامه هاي تشويقي آگاه نيستند. به علاوه، براي كسب و كارهاي كوچك، توسعه قابليتهاي درون سازماني آنها در مواجهه با جريان ورود فناوري هاي جديد وكاربرد آن مشكل است.

استراتژي هاي بالقوه: سياستها و برنامه هاي دولتي كه براي آموزش شركتهاي كوچك و متوسط درخصوص گزينه هاي دردسترس طراحي شده است، توانايي شركتهاي كوچك و متوسط را در رقابت از طريق كسب و توسعه فناوري تسهيل مي كند. ارتقاي آگاهي درمورد گزينه هاي توسعه اي دردسترس، همچنين شيوه هــــايي كه فناوري هاي جديد در قابليت هاي رقابتي سهم دارند نيز براي شركتهايي كه انگيزه كمي براي نوآوري نشان مي دهند و يا بقاي درازمدت آنها موردتهديد است، بسيار مهم است. آگاهي از اين موضوعها مي تواند كه شامل انتشار ادبيات، نمايشگاههاي تخصصي، بازديد از شركتهاي كوچك و متوسط توسط متخصصان و كساني باشد كه آنها را در تماس با سازمانهاي علمي، فني و مالي مربوطه قرار مي دهند.

اين مقاله كه توسط MELANIE JONES &RAVIJAIN نوشته شده برگرفته از منبع ذيل است: INT.J. TECHNOLOGY TRANSFER COMMERCIAL STATION VOL, 1, 2002