به زودي صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري پرمخاطره (VC) در شركت گسترش كارآفريني تشكيل مي‌شوند.
معاون توسعه صنايع پيشرفته سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران - در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين مطلب گفت: با توجه به ريسك بالا و پرمخاطره ... ادامه خبر
 
 
 
طرح تحقيقات صنعتي، آموزش و اطلاع رساني (تاوا)
صندوق حمايت از تحقيقات و توسعه صنايع الكترونيك
طرح توسعه كارآفريني سازمان گسترش و نوسازي

 
 
آرشيو مقالات
 
مشخصات مقاله

عنوان مقاله : شيوه هاي ارزشگذاري دارائيهاي معنوي در فرايند سرمايه گذاري
   تاريخ مقاله : آذر 83
   نويسنده : هومن تندهوش - نسترن حاجي حيدري - منصور نجمائي
   مترجم :
   موضوعات :
   منبع : مجله تدبير - شماره 151

چكيده مقاله باتوجه به جايگاه امروزي دارائيهاي فكري در تجارت جهان ونقشي كه اين دارائيهاي ارزشمند مي تواند در توسعه و كسب درآمد بيشتر براي بنگاههاي كوچك و بزرگ اقتصادي و دولتها داشته باشد، مديريت اين نوع دارائيها از اهميت بسزايي برخوردار شده است. امروزه سرمايه گذاري مخاطره پذير در نتيجه به اشتراك گذاشتن دارائيهاي نامشهود سرمايه گذاران به وقوع مي پيوندد، كه اين امر باتوجه به شرايط فعلي ايران و همچنين نياز به خريد و انتقال فناوري و توسعه صنايع پيشرفته، به طور روزافزوني براهميت اين موضوع مي افزايد.

هدف از انجام اين مطالعه شناسايي و بيان نقش و اهميت دارائيهــاي معنوي در فرآيند سرمايه گذاري، علي الخصوص سرمايه گذاري مخاطره پذير، نحوه شناسايي دارائيها و شيوه هاي رايج ارزشگذاري اين نوع دارائيها و بيان چالشهاي موجود در اين امر است. اين مقاله پس از ارائه تعريف داراييهاي معنوي و معرفي انواع آن از جمله حق اختراع، حق تاليف، نشان تجاري، رمز و راز تجاري، دانش فني و حق طراحي، به تبيين اهميت، تاثير و ارزش افزايي آن در كسب و كار مي پردازد. نتيجه اين مطالعه بيانگر شيوه تعيين دارائيهاي فكري، ارزشگذاري آنها، فاكتورهاي موثر در تعيين ارزش آنها و چگــــونگي اظهار اين دارائيها در فرآيند سرمايه گذاري است.
متن مقاله دارائيهاي معنوي

دارائيهاي معنوي، شامل كليه دارائيهاي غيرمشهودي است كه در كسب و كار مورد استفاده قرار مي گيرد وليكن ممكن است به صورت مستقيم توسط مالكيت معنوي قابل حمايت نباشد. به طور كلي هر كسب و كاري مالك سه نوع دارايي است. دارائيهاي پولي، دارائيهاي فيزيكي و دارائيهاي معنوي. دارائيهاي پولي شامل پول، اعتبار و يا وام است. دارائيهاي فيزيكي شامل تجهيزات، زمين، ساختمان، كالاها و موجودي انبار است و لذا هرنوع دارايي غيرفيزيكي ديگر در زير مجموعه دارائيهــاي معنوي قرار مي گيرد. به طور كلي مي توان دارائيهاي معنوي را در سه گروه عمده طبقه بندي كرد كه عبارتند از: دانش فني، اطلاعات اختصاصي و بانك اطلاعاتي تجاري و همچنين شيوه ها، ايده ها ويا طرحهاي اصلي و جديد را طبقه بندي كرد. برداشت كلي از دارائيهاي معنوي مي تواند كليه دارائيهايي غيرمشهودي را شامل شود كه يك كسب و كار را از رقبايش متمايز مي سازد.

اهميت و نقش مالكيت معنوي در كسب و كار و سرمايه گذاري: در يك اقتصاد دانش محور، امكان رقابت ميان موسسات رقيب عموماً در گرو توليد محصولات باارزش افزوده بالا، آن هم با قيمت رقابتي است. امروزه كه اقتصاد در مسير جهاني شدن گام برمي دارد، موسسات توليدي و خدماتي، حتي اگر تمام فعاليت اقتصادي خود را در چارچوب مرزهاي ملي نيز محدود كرده باشند، براي بقا ناگزيرند كه كالا و يا خدمت خود را با كيفيت و قيمت رقابتي جهاني عرضه كنند. براي امكان ارائه كالاها و خدماتي با قيمت و كيفيت رقابتي و بقا، در اين بازار، موسسات تجاري ناگزيرند بااتخاذ يك راهبرد تجاري مستمر، همواره هزينه هاي توليد را كاهش دهند و با بالابردن كيفيت كالاها و خدمات، سهم خود را در بازار حفظ كنند و برآن بيفزايند. نيل به اين مقصود ممكن نيست مگر از طريق:

سرمايه گذاري در تحقيق و توسعه(R&D) ؛
بهره گيري از فناوريهاي نو؛
توسعه مديريت دانش؛
ايجاد و به كارگيري طرحها و ايده هاي نو؛
بازاريابي كارآمد كالاها و خدمات.
براي سازماندهي و اجراي اين فعاليتها به سرمايه گذاري نياز است كه براي بنگاههاي تجاري، به خصوص بنگاههاي كوچك و متوسط، چنين سرمايه گذاريي اي دشوار است. در اين وضعيت، اگر حمايت قانوني و عملي از حقوق مالكيت معنوي وجود نداشته باشد، حاصل سرمايه گذاري كه همان داراييهاي معنوي است مورد سرقت يا نسخه برداري قرار خواهد گرفت. اين حمايت از مالكيت معنوي است كه در موسسات توليدي و خدماتي انگيزه سرمايه گذاري در تحقيق، توسعه و نوآوري ايجاد مي كند زيرا مطمئن هستند داراييهاي معنوي آنها مانند: ابتكارشان در توليد كالا، ابداع طرح جديدشان براي محصول و خوش اعتباري نامشان در بازار،... مورد سوء استفاده قرار نخواهد گرفت. روند تغيير پرتفوليوي سرمايه شركتها از گذشته تاكنون: آمار و ارقام نقش و جايگاه مالكيت معنوي را در بازار تجارت جهاني، اهميت و روند تغيير تركيب سرمايه در شركتها را به نحوي ملموس نشان مي دهد:

در سال 1982، حدود 62 درصد از دارايي شركتهاي آمريكايي را دارائيهاي مادي آنها مثل ساختمان، زمين، ماشين آلات، مواد اوليه، پول و مانند اينها تشكيل مي داد، در حالي كه در سال 2000 سهم دارائيهاي معنوي (اموال فكري) اين شركتها به 70 درصد مجموع دارايي آنها بالغ شد و سهم دارائيهاي مادي به كمتر از يك سوم مجموع دارائيهاي آنها تقليل يافت. (جدول 1)



در سوي ديگر دنيا، در اروپا نيز رشد ارزش دارائيهاي معنوي چشمگير بوده است، به طوري كه در آغاز دهه 1990 ميلادي سهم دارائيهاي غيرمادي موسسات و شركتهاي تجاري در اين منطقه از جهان به بيش ازيك سوم مجموع دارائيهاي آنها رسيده است. به عنوان نمونه، در سال 1992 در كشور هلند بيش از 35 درصد از مجموع سرمايه گذاري صورت گرفته در بخش خصوصي و دولتي، مربوط به دارائيهاي معنوي انجام مي شود. از طرف ديگر، تحقيقات نشان مي دهد كه برخورداري يك كشور از نظام مالكيت معنوي صحيح نقشي بسيار اساسي و تعيين كننــــده در جلب سرمايه گذاري خارجي در آن كشور دارد. به عنوان يك نمونه خوب، مي توان به وضعيت كشور هندوستان اشاره كرد كه اصلاح نظام حمايت از حق اختراع و علامت تجارتي در اوايل دهه 1990 ميلادي، تاثير بسزايي در فرآيند جذب سرمايه گذاران خارجي به اقتصاد و بازارهاي اين كشور بوده است. نمونه ديگر، كشور برزيل است كه بااصلاح قانون مربوط به مالكيت صنعتي خود در سال 1996 با يورش سرمايه گذاري خارجي مواجه بوده است.

اگربه ارزش داراييهاي معنوي در مقياس كوچكتر و در سطح بنگاههاي اقتصادي كه در واقع آجرهاي سازنده بناي اقتصادهاي ملي هستند، نگاه كنيم نيز همين وضع را مشاهده خواهيم كرد. در حقيقت، اختلاف فاحش و فزاينده اي كه ميان ارزش اسمي و ارزش واقعي سهام شركتهاي بزرگ تجاري وجود دارد، تا حد بسيار زيادي به همين دارائيهاي غيرمادي مثل نام تجارتي، روابط با مشتريان، حق اختراع، علامت تجارتي مربوط مي شود. در جدول شماره 2 سهم دارائيهاي غيرمادي در مقايسه با داراييهاي مادي پنج شركت بزرگ تجاري جهان، از مجموع ارزش بازاري هر يك از اين شركتها را براســاس آمار سال 1995 ملاحظه مي كنيم. (جدول شماره 2)



تاثير و نقش مالكيتهاي معنوي در سرمايه گذاري مشترك: مگفا (مركز گسترش فناوري اطلاعات) وابسته به سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران، در راستاي ماموريت محوله، براي توسعه صنعت فناوري اطلاعات با مشاركت بخش خصوصي اقدام به سرمــــــايه گذاري در (ICT) فناوري اطلاعات و ارتباطات مي كند. يكي از چالشهاي اصلي در توسعه صنايع پيشرفته عدم وجود بازار داراييهاي معنوي است كه عدم حمايت قانون آن را تشديد كرده است. سرمايه گذاري در صنايع پيشرفته با مخاطرات و ريسك هاي زيادي همراه است. يكي از مخاطرات اصلي در اين حوزه، ارزشگذاري و تعيين ارزش واقعي فناوري، دانش فني و ساير آورده هاي غيرنقدي شركاست.

وظيفه واحد سرمايه گذاري مگفا، شناسايي حوزه هاي مناسب براي سرمايه گذاري، انتخاب شريك و تهيه طرح تجاري مرتبط با فعاليت مشترك است.
در راستاي تهيه طرح تجاري، تعيين سهم و آورده هاي طرفين يكي از مهمترين چالشهاي اين واحد است. تجربيات واحد سرمايه گذاري مبين اين امر است كه اكثر شركاي داخلي برخلاف شركاي خارجي، از وجود و اهميت دارائيهاي معنوي خــــــود كم اطلاع و گاهاً بي اطلاع هستند. پس از آگاهي از وجود چنين دارائيهايي، برآورد آنها از ارزش واقعي آورده ها، معمولاً برپايه مدارك ناقص، برآوردهاي شخصي و بدون مستدلات قابل قبول است. دلائل به وجود آمدن چنين مشكلاتي عدم وجود بازار داراييهاي غيرنقدي در اقتصاد دولتي و عمدتاً انحصاري ايران و نقصان ارتباطات تجاري بين المللي است.

به منظور غلبـه براين چالـش، واحد سرمايه گذاري مگفا اقدام به تشكيل تيمي براي ارزيابي و ارزشگذاري آورده هاي غيرنقدي شركا كرده است. فعاليت اين تيم به تهيه، تدوين و به كارگيري رويه هاي ارزشگذاري علمي باتوجه به ماهيت و نوع دارائي منجر شده است.

ارزشگذاري آورده هاي غيرنقدي: بااستفاده از رويكردهاي زير مي توان حدود حداقل، حداكثر و گاه متوسط ارزش يك دارايي را تعيين و سپس بااستفاده از فاكتورهاي مهم ذكر شده در مورد هريك از داراييها، به كمك روش چانه زني به توافق در مورد ارزش دارايي دست يافت.

1 - رويكرد بازار: اين رويكرد باتوجه به قيمت تعيين شده در بازار رقابتي، اقدام به ارزشگذاري دارائيهاي معنوي مي كند:

قيمت بازار: در مواقعي كه يك دارايي با خصوصيات يكسان در بازار موجود باشد، كارشناس مي تواند با استعلام قيمت آن از بازار، ارزش آن را برآورد كند.

نظر كارشناس خبره: در مواردي مي توان با كمك گرفتن از كارشناسان خبره در مورد دارايي استعلام قيمت كرد، اين روش در مورد داراييهاي مشهود كاربرد بيشتري دارد.

2 - رويكرد هزينه اي: اين رويكرد مبتني بر هزينه بوده و شامل روشهاي زيراست.

روش جايگزيني: بااين روش مي توان بااستعلام قيمت يك دارايي با ويژگيهاي ذاتي مشابه و يا خصوصيات ارضاكنندگي جايگزين با دارايي مورد نظر، حداكثر ارزش آن دارايي را به دست آورد. اين روش هنگامي كاربرد دارد كه دارايي مشابه يا دارايي با خصوصيات ارضاكنندگي جايگزين، موجود باشد و امكان استعلام قيمت آن به سادگي امكان پذير باشد.

روش مالكيت مجدد: در مواردي كه برآورد ميزان هزينه هاي مورد نياز براي دستيابي به دارايي مورد نظر امكان پذير باشد، مي توان با تخميني از هزينه ها، حداقل ارزش يك دارايي را محاسبه كرد.

هزينه هاي دفتري: در صورتي كه مستندات هزينه هاي انجام يافته به منظور حصول يك دارايي در دسترس بوده و صحت آنها مورد قبول طرفين باشد، مي توان بااستناد به آنها حداقل ارزش يك دارايي را تعيين كرد.

3 - رويكرد درآمدي: در اين رويكرد ارزش يك دارايي براساس پيش بيني درآمد ناشي از آن دارايي و براساس جداول مالي از جمله گردش وجوه نقد، تعيين مي گردد.

روش گردش وجوه نقد آزاد: اين روش هنگامي قابل استفاده است كه تفكيك درآمد براساس اجزاي سرمايه گذاري امكان پذير باشد. در اين روش، جريان نقدينگي خالص ناشي از دارايي مورد ارزيابي قابل پيش بيني است و اين نتيجه ملاك ارزشگـــذاري قرار مي گيرد و سپس ارزش فعلي آن براساس نرخ تنزيل معين محاسبه مي شود. درصد قابل توجهي از رقم حاصل از ارزش فعلي وجوه نقد به عنوان ارزش دارايي محسوب مي گردد. بايد توجه داشت كه نرخ تنزيل در هنگام محاسبه ارزش فعلي جريان نقدينگي آزاد بايــد منعكس كننده خطرات مرتبط با نوع دارايي نيز باشد.

صرفه جويي در هزينه : وجود بعضي دارائيها در يك كسب و كار موجب كاهش هزينه ها خواهد شد. در مورد اين نوع داراييها مي توان با تخمين و يا تعيين مقدار هزينه صرفه جويي شده در نتيجه به كارگيري از دارايي موردنظر و در طول عمر مفيد دارايي، ارزش آن را تخمين زد. براي مثال طراحي و استفاده از يك نرم افزار رايانه اي در يك سازمان مي تواند موجب كاهش هزينه هاي چون هزينه پرسنلي، سربار و... شود.

آورده هاي معنوي
1 - فناوري: تعريف - مجموعه تكنيك ها و مهارتهاي ذهني و يدي است كه در فرهنگ فني به مجموعه اطلاعات و مهارتهاي با حق مالكيت و يا بدون آن اطلاق مي گردد.

خريد فناوري دسترسي سريع به ابزار پيشرفته توليد و كنترل روي ابزار توليد را ممكن مي سازد. بايد توجه داشت كه پس از خريد فناوري، مجموعه دانش و فنوني كه به منظور انجام كامل و يا بخشي از فرايند توليد، ارائه خدمات، انجام امور تحقيقاتي، طراحي و يا نگهداري لازم است در اختيار خريدار باشد.

فناوري معمولاً شامل: امتياز (حق ليسانس) و خدمات مرتبط است كه هريك شامل زيرمجموعه هاي زير است:

الف - امتيازها:
- حق اختراع؛
- علائم تجاري؛
- دانش فني.
ب - خدمات:
- كمكهاي فني؛
- خدمات مهندسي.
روش ارزشگذاري: باتوجه به احراز شرايط لازم، از هر سه رويكرد اصلي مي توان استفاده كرد. بايد توجه داشت كه در اين رويكردها در واقع ارزش امتيازها تخمين زده مي شود نه ارزش خدمات زيرا معمولاً خدمات داراي هزينه ها و ارزشي معين براي هردو طرف هستند. نكته بعدي آنكه، هريك از موارد امتيازها را نيز مي توان به تنهايي و به طور مجزا ارزشگذاري كرد، كه مسائل مرتبط به صورت مستقل در اين رويه ذكر گرديده است.
فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - اعتبار و حسن شهرت فروشنده يا صاحب فناوري؛
2 - هزينه صرفه جويي شده در نتيجه به كارگيري فناوري؛
3 - قيمت تمام شده محصول توليد شده بـــــه وسيله فناوري جديد در مقايسه با قيمت بازار؛
4 - وابستگي فناوري به فروشنده يا مالك آن؛
5 - وجود مستندات كاربردي؛
6 - انحصاري بودن (عدم عرضه فناوري توسط ديگران)؛
7 - انعطاف پذير بودن؛
8 - قابليت توسعه؛
9 - كيفيت محصول خروجي و مطابقت آن با استانداردها؛
10 - ظرفيت توليد با به كارگيري فناوري جديد؛
11 - مدت زمان استقرار فناوري؛
12 - طول عمر فناوري؛
13 - قابليت فناوري در پاسخگويي به نيازهاي از قبل تعيين شده؛
14 - سازگاري آن بااستانداردهاي مرتبط.
2 - دانش فني (KNOW-HOW):
دانش فني به مجموعه اي از اطلاعات سودمند، محرمانه، تازه و باارزش و نيز اطلاعات و مهارتهاي فني مرتبط با طراحي، ساخت و عمليات، كه براي توليد محصول يا خدمات مشخص لازم باشد، اطلاق مي گردد. دانش فني يا غيرقابل ثبت بوده و يا عمداً به ثبت نمي رسند.

روش ارزشگذاري: هرسه رويكرد اصلي فوق براي ارزشگذاري دانش فني امكان پذير است اما توجه به نكته زير در مورد رويكرد بازار حائز اهميت است.
در استفاده از رويكرد بازار، بايد توجه داشت كه ممكن است دانش فني مشابهي در بازار موجود بوده اما با قيمتهاي متفاوت ارائه شود، ارزش دريافت اطلاعات از يك دارنده دانش فني در آن است كه وي تركيب ترجيحي و عالي اطلاعات فني را برگزيده و عرضه كند و هنگامي كه اين اطلاعات به شيوه توصيه شده مورد استفاده قرار گيرد براي استفاده كننده آن حالت رقابتي مطلوبي را به وجود مي آورد.

فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - اعتبار و حسن شهرت فروشنده يا صاحب دانش فني؛
2 - هزينه صرفه جويي شده در نتيجه به كارگيري دانش فني؛
3 - قيمت تمام شده محصول توليد شده به وسيله دانش فني جديد؛
4 - وابستگي دانش فني به فروشنده يا مالك آن؛
5 - وجود مستندات كاربردي؛
6 - انحصاري بودن؛
7 - انعطاف پذير بودن؛
8 - قابليت توسعه؛
9 - كيفيت محصول خروجي؛
10 - ظرفيت توليد با به كارگيري دانش فني جديد؛
11 - مدت زمان مورد نياز جهت به كارگيري دانش فني جديد؛
12 - طول عمر دانش فني؛
13 - قابليت دانش فني در پاسخ به نيازهاي از قبل تعيين شده و يا پيش بيني نشده.
3 - حق اختراع (PATENT): حق انحصاري استفاده از يك اختراع است كه دولت به مخترع در مقابل افشاي اختراع براي مدتي معين اعطا مي كند. اين اختراع مي تواند طراحي، فرآيند و يا خلق يك محصول جديد باشد. اين حقوق عمدتاً ديگران را از ساختن، استفاده و فروش محصول، فن و يا روش اختراعي در قلمرو اختراع ثبت شده، باز مي دارد.

روش ارزشگذاري: ارزش حق اختراع را باتوجه به اطلاعات موجود در زمان ارزشگـــذاري مي توان بااستفاده از هرسه رويكرد تعيين كرد.
فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - منبع ايده اوليه؛
2 - مدت زمان صرف شده براي تبديل ايده به محصول؛
3 - انحصاري بودن؛
4 - مدت زمان اعتبار حق اختراع؛
5 - طول عمر اختراع با توجه به نياز بازار.
4 - علائم تجاري: علامت تجاري عبارت است از هر قسم علامتي اعم از نقش، تصوير، رقم، حرف، مهر، لفاف و غير آن كه براي امتياز و تشخيص محصول تجاري اختيار مي شود.

روش ارزشگذاري: در مورد اين نوع آورده بهتر است از رويكرد درآمدي استفاده كرد و باتوجه به ارزشي كه اين نوع آورده براي كسب و كار ايجاد مي كند، قيمت آن را تعيين كرد.

فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - حسن سابقه؛
2 - شهرت فعلي آن در بازار؛
3 - قابل استفاده بودن در زمان آينده (منظور عدم به كارگيري عناصري كه مشمول زمان هستند مثلاً به كارگيري كلمه ديجيتال در شعار يك شركت يا استفاده از شكل پردازنده امروزي در آرام يك شركت).
5 - حق امتياز: حق بهره برداري از يك دارايي و خصوصاً منابع طبيعي متعلق به يك شخص حقيقي يا حقوقي را حق امتياز مي نامند.

روش ارزشگذاري: در ارزشگذاري اين نوع دارايي، مي توان از هرسه رويكرد باتوجه به مقتضيات، استفاده كرد.
فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش: 1 - انحصاري بودن؛
2 - دوره حيات؛
3 - ميزان درآمدزايي.
6 - رمز و راز تجاري: رموز و فرمولهايي هستند كه موجب موفقيت و خلق مزيتهاي رقابتي براي يك كسب و كار مي گردند.
روش ارزشگذاري: در مورد اين نوع آورده بهتر است از رويكرد درآمدي استفاده كرد و باتوجه به ارزشي كه اين نوع آورده براي كسب و كار ايجاد مي كند، قيمت آن را تعيين كرد.

فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش: 1 - عمر مفيد باتوجه به خواسته هاي بازار؛
2 - قابليت جايگزيني؛
3 - انعطاف پذيري.
7 - دامنه اينترنتي (DOMAIN) : نامي است كه به منظور شناسايي يك كسب و كار در فضايي اينترنتي ثبت مي گردد.

روش ارزشگذاري: استفاده از رويكرد بازار و درآمدي براي ارزشگذاري اين نوع آورده پيشنهاد مي گردد.

فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:


1 - تعداد بازديدكننده؛
2 - ميزان اعتبار و شهرت دامنه؛

3 - نزديكي نام ثبت شده با نوع كسب وكار؛

4 - نوع پسوند دامنه؛
5 - عمر مفيد.
8 - سرقفلي : سرقفلي عبــــــارت است از مابه التفاوت ارزش منصفانه بازاري و مبلغي كه خريدار حاضر است براي خريد آن دارايي پرداخت كند، سرقفلي معمولاً به دلايل گوناگوني از قبيل موقعيت مكاني، تعلق خاطر مشتريان و … به دست مي آيد.

روش ارزشگذاري: استفاده از رويكرد بازار و درآمدي براي ارزشگذاري اين نوع آورده پيشنهاد مي گردد.
فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - موقعيت مكاني؛
2 - سهولت دسترسي؛
3 - مراجعه كنندگان و تعلق خاطر آنها؛
4 - دوره حيات.
9 - ليست مشتريان: شامل اطلاعاتي از مشتريان مانند نام آنها، حجم خريد، علايق آنها و آدرس... و مواردي از اين قبيل است.
روش ارزشگذاري: استفاده از رويكرد درآمدي براي ارزشگذاري اين نـوع آورده پيشنهـاد مــي گردد.
فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - صحت اطلاعات؛
2 - اطلاعات موجود در آن مانند نام، سوابق خريد و آدرس؛
3 - تعداد مشتريان؛
4 - بزرگي مشتريان از نظر حجم خريد و اعتبار مالي و حسن شهرت؛
5 - پتانسيل موجود جهت عقد قرارداد فروش.
10 - حق فعاليت و پخش:

به حقوقي خاص و محدود از نظر اعطا، در مورد انجام اموري از قبيل فروش و پخش در حيطه اي معين، اطلاق مي گردد.

روش ارزشگذاري:
استفاده از رويكرد درآمدي براي ارزشگذاري اين نوع آورده پيشنهاد مي گردد.

فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - محدوده فعاليت؛
2 - عمر مفيد آن از نظر ارزش زايي در آينده؛
3 - انحصاري بودن.
11 - سفارشات مشتريان و توليد انجام نشده: قراردادهاي فروش و سفارش قطعي در فرآيند ارزشگذاري خود داراي ارزشي معين هستند كه پس از ارزشگذاري، قسمتي از سود محقق را مي توان به عنوان طلب آورنده آن منظور كرد.

روش ارزشگذاري: براي ارزشگذاري اين نوع داراييهـا مي توان از دو رويكرد درآمدي و هزينه اي استفاده كرد.

فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - نوع و شرايط سفارشات؛
2 - هزينه انجام شده جهت عقد قرارداد؛
3 - مبلغ ذكرشده در قرارداد به عنوان ارزش آن؛
4 - سود ناشي از قرارداد؛
5 - هزينه هاي ناشي از توليد؛
6 - قطعي و يا مشروط بودن قرارداد؛
7 - طول عمر قرارداد؛
8 - امكان عقد مجدد؛
9 - امكان عقد قرارداد مشابه.
12 - قراردادها: انتقال قراردادها باتوجه به ماهيت و موضوع آنها مي تواند ارزشي خاص براي طرفين سرمايه گذاري ايجاد كند، لذا تعيين ارزش اين نوع قراردادها از اهميت بسزايي برخوردار است و مي توان درصدي از سود و يا مبلغ قرارداد را به عنوان ارزش انتقال لحاظ كرد. در حال حاضر 5 الي 15 درصد از مبلغ قرارداد در فعاليتهاي عمراني به عنوان ارزش در انتقال قرارداد لحاظ مي شود.

روش ارزشگذاري: براي ارزشگذاري اين نوع داراييها مي توان از رويكرد هزينه اي و درآمدي استفاده كرد.

< b>1 - نوع و شرايط قرارداد؛
2 - مبلغ ذكرشده در قرارداد به عنوان ارزش آن؛
3 - تعهدات يا بدهي هاي ناشي از قرارداد؛
4 - سود ناشي از قرارداد؛

5 - قطعي و يا مشروط بودن قرارداد؛
6 - طول عمر قرارداد؛
7 - امكان تجديد قرارداد؛
8 - امكان عقد قرارداد مشابه.
13 - روابط غيرمعاهده اي: منظور ارتباطات و روابط فردي و يا حقوقي سرمايه گذار يا مجموعه كسب و كار با محيط خارجي است كه خود مي تواند باعث ايجاد ارزش براي آن كسب و كار گردد و درواقع هيچگاه ثبت و نگهداري نمي شود.

روش ارزشگذاري: براي ارزشگذاري اين نوع داراييها مي توان از دو رويكرد هزينه اي و درآمدي استفاده كرد.

فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:

1 - ميزان اهميت روابط با توجه به كسب و كار؛
2 - نوع رابطه؛
3 - وابستگي آن به كسب و كار و يا شخصي معين؛
4 - مدت زمان اعتبار معاهده
14 - نيروي انساني: قراردادهاي نيروي انساني متخصص، داراي ارزشي ويژه است كه مي توان با توجه به فاكتورهاي معرفي زير ارزش قابل قبولي را معين كرد.

روش ارزشگذاري: براي ارزشگذاري اين نوع داراييها مي توان از هر سه رويكرد استفاده كرد.

فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - تخصص و دانش كاركنان؛
2 - قابليت جايگزيني افراد؛
3 - مدت قراردادها؛
4 - نوع و مفاد قراردادهاي منعقدشده و امكان تجديد قرارداد.
15 - نرم افزار: الگوريتم هدفمند با مراحلي از قبل تعريف شده كه جهت انجام يك فرآيند خاص به صورت مكانيزه طراحي و پياده سازي مي شود. در اينجا منظور نرم افزارهاي كامپيوتري هستند كه مختص موضوع مورد سرمايه گذاري طراحي و پياده سازي گشته اند.

روش ارزشگذاري: براي ارزشگذاري اين نوع داراييها استفاده از رويكردهاي هزينه اي و درآمدي توصيه مي گردد.

فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - ارزش آفريني؛
2 - كاهش هزينه ها؛
3 - ايجاد مزيت رقابتي؛
4 - قابليت نگهداري و توسعه؛
5 - منطبق بودن با استاندارد؛
6 - مطابقت با رويه كيفي نرم افزارISO/IEC 9126.
16 - بانكهاي اطلاعاتــــي: مجموعه اي از داده هاي مرتبط با يك موضوع كه قابليت به روز شدن و جستجو را داشته باشند، بانك اطلاعاتي ناميده مي شود.

روش ارزشگذاري: براي ارزشگذاري اين نوع داراييها استفاده از هرسه رويكرد با توجه به شرايط امكان پذير است.

فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش:
1 - حجم اطلاعات؛
2 - اهميت داده ها و مرتبط بودن آن با كسب و كار؛
3 - انحصاري بودن اطلاعات؛
4 - صحت اطلاعات؛
5 - به روز بودن؛
6 - نوع بانك اطلاعاتي.
17 - كتابها، مجله، روزنامه: دسترسي به كتابها، مجله و يا حتي روزنامه هايي خاص و با تيراژ محدود، مي تواند ارزشي ويژه داشته باشد.
روش ارزشگذاري: براي ارزشگذاري اين نوع داراييها استفاده از هر سه رويكرد با توجه به شرايط امكان پذير است.
فاكتورهاي مهم در تعيين ارزش: 1 - تيراژ چاپ؛
2 - متناسب بودن محتويات با كسب و كار؛
3 - به روز بودن با توجه به نوع كسب و كار؛
4 - قابليت جايگزيني.
نتيجه گيري
1 - سهم دارائيهاي معنوي در فعاليتهاي اقتصادي مبتني بر دانش و در بازار بين المللي رو به افزايش است.

2 - براي توسعه صنايع پيشرفته در ايران مبادله و حفاظت از دارائيهاي معنوي يكي از مهمترين پيش نيازها محسوب مي شود. لذا حمايتهاي حقوقي و روشهاي علمي ارزشگذاري مطابق با دانش روز مورد نياز است.

3 - در فرايند ارزشگذاري دارائيهاي معنوي مـي توان از هر سه روش ارزيابي استفاده كرد. اما در اغلب موارد ناچاراً بايستي از روشي كه در دنياي امروز استفاده مي شود يعني رويكرد درآمدي سود جست.

4 - باتوجه به اينكه اغلب تفكيك درآمدها و صرفه جوئيهاي مالي ناشي از به كارگيري دارائيهاي معنوي ممكن نيست. نتيجه ارزشگذاري بااستفاده از رويكرد درآمدي بيان كننده كل ارزش يك كسب و كار است.

5 - مگفا در فرآيند ارزشگذاري آورده هاي معنوي، ارزش اينگونه داراييها را به دو بخش تقسيم مي كند. الف ) بخشي از ارزش دارايي معنوي كه مرتبط با به كارگيري دارايي و تحقق ارزش توافق شده است.

ب ) مابقي ارزش دارايي معنوي كه هزينه هاي انجام شده مرتبط با آن مسجل بوده و مورد توافق طرفين است. ارزش بخش اول به عنوان طلب منظـور مي گردد كه در صورت موفقيت كسب و كار براساس طرح تجاري مورد توافق لحاظ شده و پرداخت مي شود، ارزش بخش دوم جزئي از سهام منظور گرديده حال چنانچه كسب و كار مورد نظر سودآوري پيش بيني شده را داشته باشد ارزش آورده هاي غيرنقدي مسجل شده و پرداخت ارزش توافق شده صورت مي گيرد و چنانچه كسب و كار با شكست مواجه شود پرداختي انجام نخواهد شد. انجام چنين كاري به دليل سهيم كردن هريك از طرفين در ريسك حاصل از به كارگيري داراييهاي معنوي يكديگر است.

از مهمترين مشكلات در فرآيند ارزشگذاري در ايران: نبود مستندات و مدارك مثبته قانوني در مورد هزينه هاي انجام گرفته؛
عدم وجود بازار داراييهاي معنوي؛
واقعي نبودن قيمتها در بورس اوراق بهادار؛
نبود استاندارد براي ارزشگذاري داراييهاي معنوي؛
نبود كارشناس رسمي دادگستري در زمينه ارزشگذاري داراييهاي معنوي.
منابع و ماخذ
1 - TIM GROMLEY (2003), BUSINESS VALUATION AND INTELLECTUAL PROPERTY.
2 - MICHELLE NARRACOTT PARTNER OF DELOITTE TOUCHE TOHMATSU company (2003), INTELLECTUAL PROPERTY MANAGEMENT.
3 - LEE G. MEYE (2001), INTELLECTUAL PROPERTY MANAGEMENT FOR EMERGING COMPANIES.
4 - اتاق بازرگاني صنايع و معادن ايران (1382)، گزارشي از دوره آموزشي تجارت بااستفاده از مالكيت فكري در سنگاپور
5 - سازمان سرمايه گذاري و كمكهاي اقتصادي و فني ايران (1366)، مجموعه ضوابط راجع به انعقاد قراردادهاي انتقال فن شناسي.
هومن تندهوش : مهندس صنايع و كارشناس سرمايه گذاري مگفا (مركز گسترش فناوري اطلاعات)
نسترين حاجي حيدري: دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت فناوري اطلاعات و كارشناس سرمايه گذاري مگفا
منصور نجمايي: كارشناس ارشد تكنولوژي انرژي و مديريت سرمايه گذاري مگفا